آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما ...شهید آوینی
الماس اگر چه از همه جوهرها شفاف تر است ،سخت تر نیز هست. ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممكن است.... و ای دل! تو را نیز از این سنت لا یتغیر خلقت گریزی نیست .نپندار كه تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لاغیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است. شهید آوینی
نو مید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست . تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگیهایت هجرت کنی , و به کهف حصین لا زمان و لا مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان, خود را به قافله سال شصت و یک هجری برسانی ودر رکاب امام عشق به شهادت رسی.» " شهید آوینی
حسین بن علی(علیه السلام) هرگاه وضو می گرفت رنگ چهره ی مباركش تغییر می كرد و اندامش می لرزید. وقتی علت آن را از حضرت سوال می كردند می فرمود: آن را كه در پیشگاه فرمانروای قدرتمتد می ایستد سزاوار است كه رنگ رخسارش زرد شود و اندامش به لرزه درآید.(1)
شلمچه، جا دارد امروز چفیه ام را بر سر بکشم و اشک حسرت از چشمان ملتهبم جاری کنم و فریاد بکشم... من جا مانده ام
نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در جمعه 5 بهمن 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ